شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

433

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

اما ترش‌رو ، با او جماعتى بودند از جوانان محله كه خويشان او بودند . چون وقت ايشان خوش شد آن پسر در فنى كه داشت شروع نمود ، و آن را به نهايت خود رسانيد ، ياران او از آن رهگذر خوشحال گشتند و طرب نمودند . ابو زكريا صيمرى گفت : مىبينيد شما كه چه كرد اين پسر ترشرو با اين حسن صورت و آواز نيكو و نغمهء روح افزا ؟ ! اگر او را استادى مىبود كه طريق الحان مختلفه به او تعليم مىنمود ؛ هرآينه بىقرينه مىشد ، و فتنهء دوران مىگشت . به درستى كه عجب طبعى دارد و غريب ذهنى ! 111 ، 22 - ابو سليمان گفت كه : مرا از طبيعت خبر دهيد كه چرا محتاج است به صناعت ، و حال آنكه صناعت حكايت مىكند از طبيعت ، و مىخواهد كه ملحق طبيعت شود ، و نزديك به او گردد ، و اين غير طبيعت است . و اين راى صحيح است و صناعت حكايت از طبيعت نمىكند ، و تابع نمىشود رسوم طبيعت را و پيروى او نمىكند ، مگر از براى فرودى رتبهء صناعت ازو ، و به تحقيق كه من گمان مىبرم كه اين پسر را در رسيدن به كمال خودش طبيعت كافى نيست ، بلكه محتاج است به صناعت ، تا به وسيلهء آن به كمال رسد ، و از آن جهت كمال او را حاصل آيد . پس ما گفتيم او را ، در نمىيابيم اين را ، و به درستى كه جاى پرسش است . 111 ، 23 - او گفت : شما تأمل نمائيد تا بيابيد . ما گفتيم او را كه : اگر به بيان آن بر ما منت نهى و مشروح گردانى تا فايده يابيم ، اين محبوب‌تر است به ما از نعمت‌هاى تو و فضايل تو . پس گفت : به درستى كه طبيعت محتاج نيست به صناعت درين مكان ، مگر از براى آنكه طبيعت صناعت را در اين جا فرا مىگيرد از نفس و عقل ، و به تحقيق كه صحيح شده است كه مرتبهء طبيعت فرود مرتبهء نفس و عقل است ، و اين طبيعت نيست مگر تعشق نفس و قبول كردن آثار او و امتثال امر و كتب املاى او ، و